دنیای من فراتر از یک تخم مرغ است...

اه اعصابم خوذرده ازدست این معلما...

همین دوخط هم یواشکی اومدم...عصبانی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٤ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

با تمام وجود آرزو میکنم زمان وایسته

...من نیمیخوام برم مدرسه

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٢ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

هوووووووووووووووووووووورااااااااااااااااا

شاید باورتون نشه ولی داره عید میشه

شاید باورتون نشه ولی سه شمبه عیده

شاید باورتون نشه ولی امسال(برخلاف سالهای قبل)اصلن حوصله ی عیدو ندارم

شاید باورتون نشه ولی بالاخره تعطیل شدیم

شاید باورتون نشه ولی ما تا امروز امتحان (نیم ترم دوم)داشتیم

شاید باورتون نشه ولی چهارشمبه سوری بیرون نرفتم، داشتم درس میخوندمافسوس

شاید باورتون نشه ولی امروز ب دانش آموزای خوب مثل من(نیشخند)جایزه دادن

شاید باورتون نشه ولی وختی داشتن عکس دست جمعی میگرفتن من داشتم ب بچه ها زبون درازی میکردم...

توروخدا باورتون شه ک گند خورد توی عکس و سابقه ی درخشان من...عصبانی

.

.

.

.

.

...شاید باورتون نشه ولی من دارم میگم"عیدتون..."

"عیدتون مُُُُ"

"عیدتون مبا..."

میدونم باورش سخته ولی...

عیدتون مبــــــــــــــارک!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

سلام

چیطورین؟

.

من و چند تا از بچه ها یه وب جدید(و باحال) ساختیم

حتمن برید!

mepluseyou.blogfa.com

حتمنا...نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

ب سلامتی بعد از این همه مدرسه رفتن بالاخره رکورد بدترین کلاس مدرسه رو شکوندیم

بعله

ب افتخار خودم و دوستای عزیزی ک مارا در این کار یاری کردند...

ما کار خاصی سر کلاس نمیکنیما...

فقط یه کم حرف میزنیم

ب خدا یه کم اونم آرووووووووووووم با یه ولوم خیــــــــــــــــــــــــلی پایین

باور کنین

معلما لوس شدن هی ناز میکنن(فک کن)

هممه چیز از ایجا شروع شد..

یه بار کوبوندیم ب در و یه کم آهنگ مای بیبی رو خوندیم()

در حالی ک چند تا از بچه ها داشتن اون وسط(دقیقا اون وسط) طناب میزدن

آخه اینکارا ک عادیه...

اما یهو کله جوش(ینی خانوم کریمی) و بوین(ینی خانوم طاهری) اومدن سر کلاس...(و این ینی فاااتحه)

اولش آروم گفتن کی کرد؟

...بچه ها بر خلاف همیشه سکوت کرده بودن

بعد گفتن اگه نگین3 نمره از انضباطتونو کم میکنیم

...سکوت

حالا شد 10 نمره...

بعضیا هی وول میخوردن(عجبا باورش میشه فک کن...)

دیگه اعصابشون خرد شده بود هی الکی داد میزدن میگفتن بگین دیگه...

مطی(ینی مطهره عامل اصلی ماجرا) خواست فداکاری کنه گفت همه کارا تقصیر منه(بچه ورزشکاره هم زمان چند تا کارو باهم میکنه)

کله جوش یه کم داد زد و مطیو برد بیرون

بوین از من پرسید: خانوم کاشانی شما دانش آموز منضبط اینجایی من حرف شمارو قبول دارم...() دیگه کیا میزدن؟

من فقط گفتم: من در جریان نبودم فقط یه سری از بچه ها دم در بودن همین

من(ک عزیز کرده ی بوین و خیلی بچه مثبت(و منضبط)می باشم) هیچ کدوم از بچه هارو لو ندادم ولی این "بیب"خانوم(ینی اکوانیان ک همه باهاش بدن(بد هستند)) همه رو لو داد

 

از اون ب بعد کلاس ما بد ترین کلاس معرفی شد...

چون بعدش همه با"بیب"خانوم بد شدن...

ما هر روز سر کلاس دعوا داریم(همه ی کلاس با"بیب"خانوم)

بعله دیگه...

بوین و کله جوش هم سر این دعواها یهو پیداشون میشه...

بعله بدترین کلاس مدرسه شدن ب این راحتیا نیست که...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٠ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

اِهه اِهه اِهه

(امیدوارم خستگی از هی مدرسه رفتن و اینکه چرا عید نمیشه و چقد معلما مقش میدن و اینکه از امتحان گرفتن خسته نمیشن و اینکه ب زودی امتحانای نیم ترمه و اصن خیلی مدرسه چرته تو این جمله ی پر معنا درک کرده باشین)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۸ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

نه اینجوری نمیشه

.

.

.

شما تشریف بیار ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط yegane:* نظرات () |


Design By : Night Skin